a1.jpg

 

یک روز می افتد 

آن اتفاق خوب را می گویم 

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم 

هر لحظه هر روز هر جمعه 

 
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
گالری تصاویر
نوا و نما
اشعار مهدوی
نرم افزار های مذهبی
دست نوشته های من
موبایل اسلامی
مقالات مهدوی
کتابخانه مهدوی
تارگاه های انتظار
تماس با ما
تماس با ما
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، عليه السلام وجود دارد؟
  
Home arrow اشعار مهدوی arrow كوك كن ساعتِ خویش !
كوك كن ساعتِ خویش !

كوك كن ساعتِ خویش !


اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر


دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است


كوك كن ساعتِ خویش !


كه مـؤذّن، شبِ پیـش


دسته گل داده به آب


و در آغوش سحر رفته به خواب


كوك كن ساعتِ خویش !


شاطری نیست در این شهرِ بزرگ


كه سحر برخیزد


شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین


دیر برمی خیزند


كوك كن ساعتِ خویش !


كه سحرگاه كسی


بقچه در زیر بغل،


راهیِ حمّامی نیست


كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی


كوك كن ساعتِ خویش !


رفتگر مُرده و این كوچه دگر


خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است


كوك كن ساعتِ خویش !


ماكیان ها همه مستِ خوابند


شهر هم . . .


خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند


كوك كن ساعتِ خویش !


كه در این شهر، دگر مستی نیست


كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد


از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی


كوك كن ساعتِ خویش !


اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر


و در این شهر سحرخیزی نیست


و سحر نزدیک است .

 


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما

بعد>