009.jpg

 

یک روز می افتد 

آن اتفاق خوب را می گویم 

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم 

هر لحظه هر روز هر جمعه 

 
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
گالری تصاویر
نوا و نما
اشعار مهدوی
نرم افزار های مذهبی
دست نوشته های من
موبایل اسلامی
مقالات مهدوی
کتابخانه مهدوی
تارگاه های انتظار
تماس با ما
تماس با ما
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، عليه السلام وجود دارد؟
  
Home arrow دست نوشته های من arrow دست نوشته های من arrow شبی که با یاد تو آرام گرفتم
شبی که با یاد تو آرام گرفتم

داشتم ديوونه مي شدم ،‌فكر از سرم بيرون نمي رفت ،‌اگر فلان كار درست انجام نشه اگر فلان برنامه ريزي كه داشتم به نتيجه نرسه... واي يعني چي مي شه ... فكر ها به وجودم نفوذ كرده بود تمام بدنم مي لرزيد نمي دونم چرا ... واي اگر نشه چي تمومه زندگيم به هم مي ريزه 

ساعت 2 نيمه شبه ، الان 2 ساعته كه به اين فكر ها مشغولم امشب عجب شبه بديه تا حالا اين قدر از شب متنفر نبودم . هر چي مشكله تو زندگي همين امشب بايد بياد تو فكرم ؟ دير وقته فردا صبح چطوري برم سر كار ؟ به قدري فكر ها به من  داشت فشار مي آورد كه قلبم شروع كرد به درد ... عجب درد عجيبي  يك لحظه وسط فكر ها ياد تو افتادم ياد تو كه گفتي الا بذكر الله تطمئن القلوب . نمي دونم چي شد دستامو بالا بردم و تو دلم گفتم : خدايا چرا فراموشت كردم چرا تنها تكيه گاهم را از دست دادم خيلي وقت ها از خودت كمك گرفتم مشكلات بزرگي داشتم كه با ياد تو حلش كردم اما اين مشكل خيلي بزرگتر از مشكلات قبليه ...

فضاي اتاق خاموش و روشن مي شه نور تلفن همراهمه مثل اينكه از يك نفر برام پيام رسيده سريع گوشي بر ميدارم چي نوشته ؟ اتاق تاريكه نور موبايل اذيتم مي كنه .... به سختي مي خونمش

هيچ گاه نگو مشكل بزرگي دارم هميشه به مشكلت بگو خداي بزرگي دارم

با خواندن اين پيام تمام صورتم با اشك پر ميشه چرا تورا فراموش كردم تمومه اون فكر ها از ذهنم اومده بيرون فقط گريه مي كنم فقط ياد تو هستم ...خدايا زندگي بدون تو طاقت فرساست .آري امشب من با ياد تو آرام گرفتم آرامش عجيبي دارم چقدر اين لحظات زيباست امشب را با هيچ شب ديگري عوض نمي كنم  .خدايا امشب بهترين شب زندگي منه.


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما

<قبل   بعد>