009.jpg

 

یک روز می افتد 

آن اتفاق خوب را می گویم 

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم 

هر لحظه هر روز هر جمعه 

 
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
گالری تصاویر
نوا و نما
اشعار مهدوی
نرم افزار های مذهبی
دست نوشته های من
موبایل اسلامی
مقالات مهدوی
کتابخانه مهدوی
تارگاه های انتظار
تماس با ما
تماس با ما
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، عليه السلام وجود دارد؟
  
Home arrow دست نوشته های من arrow دست نوشته های من arrow منم که دستان درماندگان را می گیرم ...
منم که دستان درماندگان را می گیرم ...

وقتیکه خود را بیچاره و درمانده می بینی آن وقت است که تازه می فهمی چقدر دوستت دارد و آن وقت است عشق و محبت او را درک می کنی وقتی که دستانت را همراه دیگران برایش دراز می کنی و زمزمه می کنی  که ببین چقدر بیچاره ام  و از او می پرسی که چه کسی این دستان رامی گیرد ؟

صدایش را در درونت می شنوی که می گوید  منم  که دستان درماندگان را می گیرم . حتی گرمی دستانش را حس می کنی و ناگهان آرام می شوی دلت از تب و تاب می افتد اشک از چشمانت می آید . چون فهمیده ای که چقدر محتاج اویی شاید تا زمانی که گرفتار نشوی تا زمانی که تمام راه ها را مرور نکنی و شبانه روز در مورد یک موضوع فکر نکنی هیچ گاه نمی فهمی که فقط اوست که باید از  او کمک بگیری .  اینجاست که او هم جوابت را می دهد چون دل از همه بریده ای ، اینجاست که تو می فهمی که خدایی جز خدای یگانه نیست و می فهمی معنای ایاک نعبد و ایاک نستعین را . آن وقت است که تو را به راه راست هدایت می کند چون بخشاینده و  مهربان است  چون قدرتمند است و تورا همراه کسانی می کند که دوستشان دارد. و چه چیزی می تواند تو را اینقدر راضی کندجز محبت او . اینجاست که امامت را می بینی که به تو لبخند می زند  و تو یک قدم جلو تر رفته ای چون ناتوانی خود را فهمیده ای...


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده nasr.azari در تاریخ 1392/11/27 ساعت 08:18:22
وقتی تنها میشوی 
 
بدان خدا همه را بیرون کرده 
 
تا با تو تنها باشد...
نام شما / ایمیل شما

<قبل   بعد>