a3.jpg

 

یک روز می افتد 

آن اتفاق خوب را می گویم 

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم 

هر لحظه هر روز هر جمعه 

 
صفحه اصلی
جستجوی پیشرفته
گالری تصاویر
نوا و نما
اشعار مهدوی
نرم افزار های مذهبی
دست نوشته های من
موبایل اسلامی
مقالات مهدوی
کتابخانه مهدوی
تارگاه های انتظار
تماس با ما
تماس با ما
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، عليه السلام وجود دارد؟
  
Home arrow مقالات مهدوی arrow مدّت حکومت امام عصر علیه السلام
مدّت حکومت امام عصر علیه السلام

 در روایت های شیعه و سنّی، مدّت زمان های متفاوتی برای حکومت عدل مهدوی ذکر شده که کمترین آنها هفت سال و بیشترین آنها 309 سال (به مقدار توقّف اصحاب کهف در غار) است.

1. مدّت زمان های ذکر شده در روایات

هفت سال، هشت سال، نه سال، ده سال، نوزده سال، بیست سال، چهل سال، و 309 سال، مدّت زمان هایی هستند که در روایات از آنها به عنوان مدّت حکومت قائم علیه السلام یادشده است. هر یک از دانشمندان اسلامی نیز یکی از این زمان ها را ترجیح داده و در کتاب های خود آورده اند. روایت هایی که مستند مدّت های یادشده هستند، از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولی در هر حال، برای هر یک از آنها می توان روایت یا روایت هایی را نقل کرد.(1)

الف) روایت های هفت و نه سال

در بسیاری از روایاتی که از طریق اهل سنّت از پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم نقل شده، مدّت زمان حکومت امام مهدی علیه السلام، هفت یا نه سال ذکر شده است . در یکی از این روایات چنین می خوانیم:
زمین از ظلم و جور پر می شود؛ آن گاه مردی از خاندان من قیام می کند. او هفت یا نه [سال] حکومت می کند و زمین را از عدل و داد آکنده می سازد.(2)
نکته قابل توجّه در مورد این دسته از روایات آن است که در بیشتر آنها پیامبر خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم در پاسخ این پرسش که امام مهدی علیه السلام چند سال حکومت می کند، به جای سخن گفتن و بیان عددی مشخّص، تمام انگشتان دست چپ و دو انگشت دست راست خود را می گشود و بدین وسیله پرسش کننده را متوجّه مدّت زمان حکومت آن حضرت می ساخت. محدّثان اهل سنّت هم با توجّه به این عمل پیامبر، حکومت امام مهدی علیه السلام را هفت یا نه سال ذکر کرده اند. از این رو، این احتمال وجود دارد که مراد از پیامبر از عددی که با نشان دادن انگشتانشان بیان می کرد، نه هفت سال، بلکه هفت دوره زمانی باشد.(3)
گفتنی است علّامه مجلسی هم برخی روایت هایی را که در آنها مدّت حکومت امام زمان علیه السلام هفت یا نه سال بیان شده است، نقل کرده که روایت زیر از ان جمله است:
... پس خداوند، مردی از عترت و خاندان مرا بر می انگیزد و زمین را از عدل و داد پر می کند، چنان که ظلم و جور پر شده بود. ساکنان آسمان و زمین از او خشنودند. آسمان چیزی از بارانش را نگه نمی دارد و همه را پی در پی فرو می فرستد. زمین هیچ روییدنی را در خود نگه نمی دارد و همه را خارج می سازد تا آن جا که انتظار می رود مردگان نیز زنده شوند. جهانیان هفت یا هشت یا نه سال در این وضع زندگی می کنند.(4)

ب)روایت های نوزده سال

نعمانی در آخرین باب کتاب خود چهار روایت را در زمینه مدّت زمان حکومت قائم علیه السلام نقل کرده که در همه آنها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به میان آمده است.(5) در یکی از این روایات که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، چنین می خوانیم:
همانا قائم [بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حکومت خواهد کرد.(6)
در یکی از روایات این باب، افزون بر نوزده سال، از 309 سال هم به عنوان مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام یاد شده است که در ادامه، درباره آن سخن خواهیم گفت.

ج) روایت های چهل سال

برخی روایات، مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در روایتی که امام حسن مجتبی علیه السلام از پدر بزرگوارش نقل کرده، چنین آمده است:
خداوند در آخر الزّمان، مردی را بر می انگیزد ... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می کند... او [به مدّت] چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایی می کند. پس خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود.(7)

د) روایت های هفتاد سال

برخی روایات، ابتدا مدّت حکومت قائم علیه السلام را هفت سال اعلام کرده، ولی در ادامه یادآور شده اند که هر یک سال از حکومت آن حضرت، با ده سال از سال های معمولی برابر است.
عبدالکریم خثعمی می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «قائم - بر او درود باد - چند سال حکومت می کند؟» آن حضرت فرمود:
هفت سال؛ روزها و شب ها طولانی می شوند تا آن جا که هر سال از سال های او با ده سال از سال های شما برابری می کند و بدین گونه مدّت حکومت او با هفتادسال از سال های شما برابر می شود.(8)
این موضوع که در عصر امام مهدی علیه السلام، سال ها طولانی تر می شود و هر سال با ده سال از سال های کنونی برابری می کند، در روایت های متعدّدی آمده است. از جمله در روایتی، از امام ششم شیعیان چنین نقل شده است:
خداوند در عهد او به چرخ گردون فرمان می دهد که آرام تر بگردد تا آن جا که در روزگار او، یک روز برابر با ده روز از روزهای شما، یک ماه برابر با ده ماه [از ماه های شما] و هر سال برابر با ده سال از سالهای شما می شود.(9)

ه) روایت های 309 سال

آخرین گروه از روایات، شامل روایاتی است که مدّت زمان حکومت امام مهدی علیه السلام را به تعداد سال های اقامت اصحاب کهف در غار؛ یعنی 309 سال دانسته اند. در یکی از این روایات که از امام محمّد باقر علیه السلام نقل شده، چنین آمده است:
قائم مدّت 309 سال حکومت می کند؛ به تعداد سال هایی که اصحاب که، درغار خود درنگ کردند. او زمین را از عدل و داد پر می کند، هم چنان که از ستم و بی داد پر شده بود.(10)
نعمانی در کتاب خود از جابر بن یزید جعفی نقل می کند که امام محمّد باقر علیه السلام می فرمود:
به خدا سوگند، مردی از ما اهل بیت، سیصد سال [وسیزده سال] به اضافه نه [سال] حکومت خواهد کرد.» به آن حضرت عرض کردم: [و] این کی خواهد شد؟ فرمود: « پس از وفات قائم علیه السلام.» به آن حضرت گفتم: قائم علیه السلام چه قدر در عالم خود برپاست تا از دنیا برود؟ فرمود: «نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش.(11)

2. جمع بین روایات

با توجّه به اختلاف هایی که در زمینه مدّت حکومت امام عصر علیه السلام در روایات وجود دارد، عدّه ای از عالمان و محدّثان شیعه و سنّی به توجیه این اختلاف ها و جمع میان روایات پرداخته اند که در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
علّامه مجلسی رحمه الله در این زمینه می نویسد:
اخبار متفاوتی که در زمینه مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام وارد شده است، برخی بر همه مدّت فرمان روایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال ها و ماه هایی که نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال ها و ماه های طولانی زمانی ایشان حمل می شود.(12)
نویسنده کتاب الشیعۀ و الرجعۀ پس از نقل روایات مختلفی که در زمینه مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام وارد شده است، می نویسد:
این اقوال در ظاهر متناقض هستند و به هیچ یک از آنها نمی توان اعتماد کردت. بله، روایت هفت سال در احادیث سنّیان و اخبار (شیعیان) تکرار شده است و چه بسا این روایت بر دیگر روایات ترجیح داشته باشد؛ زیرا این روایت، مطابق با برخی اخبار ماست که می گویند مراد از هفت سال، هفتاد سال است و آن حضرت با قدرت خدای تعالی، پس از ظهور این مدّت زندگی می کند؛ یعنی هر یک سال [از مدّت زندگی ایشان] برابر با ده سال از سال های ما خواهد بود. این موضوع در اخبار ما که ائمه حدیث و حافظان علم درایه و حدیث آنها را نقل کرده اند، تبیین شده است.(13)
سید صدر الدّین صدر رحمه الله در کتاب خود پس از اشاره به اختلاف روایات وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام به ویژه در روایاتی که از طریق اهل سنّت نقل شده است، ابتدا سخنی را از إسعاف الراغبین (ص 155) در ترجیح روایات هفت سال - به شرح زیر - نقل می کند:
بیشتر روایات بر این موضوع اتّفاق نظر دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیادتر از این مقدار تا تمام شدن نه سال است و در مورد روایت شش سال هم همین موضوع مطرح است. ابن حجر گفته است: آنچه احادثه بر آن اتّفاق دارند، این است که او بی تردید هفت سال حکومت می کند و از ابی الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار متفیض و متواتر(14) دلالت دارند که او هفت سال حکومت می کند.(15)
و در ادامه می نویسد:
این قول ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتی بزرگ برای مهدی است که قیام او برای اصلاح دینی و دنیایی وعده داده شده، در این مدّت کوتاه رخ می دهد، چنان که قیام جدّ بزرگوار او - درود و سلام خدا بر او خاندانش باد - نیز در مدّت هشت سال؛ یعنی از سال دوم هجری به بعد به ثمر نشست.(16)
ایشان در پایان بحث، دیدگاه خود در زمینه جمع بین روایات را این گونه بیان می کند:
ممکن است گفته شود دلیل اختلاف روایات این است که اساساً نمی خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگی مهدی بیان کنند - چنان که وقت ظهور او نیز پوشیده نگه داشته اند - تا شنونده خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند، اگر چه ترجیح - چنان که دانستی - با قول هفت سال است و همین هم اقواست.(17)
سید محمّد کاظم قزوینی رحمه الله پس از اشاره به روایت های مختلفی که در زمینه مدّت زمامداری امام مهدی علیه السلام وارد شده است، می نویسد:
به نظر نگارنده، روایات دسته دوم که سال های حکومت آن حضرت پس از قیام برای اصلاح جهان را حدود بیست سال عنوان می کند، بیشتر است و بدان دسته بهتر می توان اعتماد کرد؛ چرا که این گروه از روایات، از امان اهل بیت علیهم السلام که خداوند آنان را از هر لغزش و اشتباه و پلیدی، پاک و پاکیزه ساخته، رسیده است.(18)
حضرت آیت الله مکارم شیرازی نیز در این باره می نویسد:
گر چه درباره مدّت حکومت او احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقّف اصحاب که، در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است، اشاره به مراحل و دوران های آن حکومت باشد(آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی اش بیش از سیصد سال! دقت کنید) ، ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات، برای یک دوران کوتاه مدّت نیست، بلکه قطعاً برای مدّتی است طولانی که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد.(19)
ابن حجر عسقلانی، از علمای اهل سنّت درباره جمع روایات مدّت حکومت مهدی موعود، چنین می نویسد:
در نشانه های مهدی منتظر، روایت های هفت سال، بیشتر و مشهورتر هستند. بر فرض درستی همه روایت های [وارد شده در این موضوع]، می توان آنها را این گونه جمع کرد: حکومت او از نظر ظهور و قدرت متفاوت است. پس چهل سال - به عنوان مثال - به اعتبار همه مدّت حکومت اوست. هفت سال و مانند آن، به اعتبار نهایت ظهور و قدرت حکومت او و بیست سال و مانند آن نیز به اعتبار حدّ می انه [ظهور و قدرت حکومت او] است. (20)
با توجّه به مطالب یاد شده، شاید بتوان گفت که دوران زمامداری امام مهدی علیه السلام به طور خاص، 309 سال است و دیگر سال هایی که در روایات ذکر شده است - بر فرض صحّت روایات - ناظر به دوران های مختلف استقرار حکومت مهدوی از ظهور امام مهدی علیه السلام تا تشکیل حکومت است. البتّه این نکته را نیز باید در نظر داشت که براساس برخی روایات، دولت اهل بیت علیهم السلام پس از وفات یا شهادت امام مهدی علیه السلام نیز تا صدها سال استمرار می یابد.(21)
توجّه به نکات زیر نیز در تأیید این برداشت مؤثر است:
1. استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن ها حاکمیت کفر و ظلم نیازمند مجاهدتی طولانی و گسترده است و به یقین حضرت مهدی علیه السلام باید سالها در جهان حضور داشته باشد تا بتواند به همه اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
2. پذیرش این مطلب که مردم، قرن ها برای تحققّ حکومت عدل مهدوی در انتظار باشند و سختی ها و مشکلات بسیاری را در این راه تحمّل کنند، ولی این حکومت چند سالی بیشتر به طول نینجامد، بسیار دور از ذهن است.
3. پس از ظهور امام مهدی علیه السلام عصر رجعت آغاز می شود و پیشوایان معصوم علیهم السلام یکی پس از دیگری به دنیا باز می گردند و پس از وفات یا شهادت امام مهدی علیه السلام، راه او را ادامه می دهند.(22)

پی نوشت ها :

1- ر. ک: منتخب الاثر، ج 3، صص 185- 189.
2- المسند (ابن حنبل)، ج3، ص28.
3- ر. ک: الهیئه العلمیه فی مؤسسه المعارف الاسلامیه، معجم احادیث الامام المهدی (ع) چاپ اول: قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411هـ. ق، ج 2، ص 527.
4- بحارالانوار، ج 51، ص 104، ح 39.
5- کتاب الغیبه (نعمانی)، صص 331و 332.
6- همان، ص 332، ح 4.
7- بحارالانوار، ج 52، ص 280، ح 6.
8- همان، ص 337، ح 77.
9- همان، ص 333، ح 61؛ کتاب الغیبه (طوسی)، ص 283.
10- بحارالانوار، ج 52، ص 291، ح 34.
11- کتاب الغیبه (نعمانی)، صص 331و 332، ح 3.
12- بحارالانوار، ج 52، ص 280.
13- محمد رضا طبسی نجفی، الشیعه والرجعه: کتاب علمی، تاریخی، ادبی، اخلاقی یبحث فیه بحثا تحلیلیا حول الامام الثانی عشر المهدی المنتظر (ع)، چاپ دوم: نجف اشرف، المطبعه الحیدریه، 1385هـ. ق، ج 1، ص 225.
14- «تواتر [در لغت] یعنی یکی پس از دیگری و همراه با فاصله... و در اصطلاح، حدیث «متواتر»، خبر جماعتی است که سلسله روایت آن تا به معصوم در هر طبقه به حدی باشد که امکان توافق آنها بر کذب به طور عادی محال باشد و موجب علم گردد: « سید رضا مؤدب، علم الحدیث: پژوهشی در مصطلح الحدیث یا علم الدرایه، چاپ اول، قم احسن الحدیث، 1378، ص 23؛ ر.ک: کاظم مدیر شانه چی، علم الحدیث و درایه الحدیث، چاپ پانزدهم: قم، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا، ج2، ص 33. خبر متواتر به لفظی، معنوی واجمالی تقسیم شده است. «متواتر لفظی، خبری است که همه ناقلین، مضمون آن را یکسان و با الفاظ واحد ذکر نمایندو با هم تطابق لفظی دارند... متواتر معنوی، خبری است که همه ناقلین مضمون واحدی را با عبارات مختلف نقل می نمایند: « علم الحدیث: پژوهشی در مصطلح الحدیث یا علم الدرایه، ص 27. «متواتر اجمالی و آن علم اجمالی به صحت یکی از چند حدیثی است که دریک موضوع وارد شده » علم الحدیث و درایه الحدیث، ص 37.
15- سید صدرالدین صدر، المهدی (ع) چاپ اول: تهران، بنیاد بعثت، 1403 هـ. ق، صص 241 و 242.
16- همان، ص 242.
17- همان.
18- امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور، ص 779.
19- ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی موعود(ع) چاپ سوم: قم، نسل جوان، 1384، ص 281.
20- به نقل از : المهدی، ص 242.
21- ر. ک : معرفت امام زمان (ع) وتکلیف منتظران، صص 515- 517.
22- براساس روایات، پس از ظهور امام مهدی (ع) ابتدا امام حسین (ع) به عنوان نخستین رجعت کننده به دنیا برمی گردد. پس از او امیرمؤمنان، علی (ع) و پیامبر اکرم (ص) نیز به دنیا رجعت می کنند و سالیان سال به زندگی خود ادامه می دهند. ر. ک: بحارالانوار، ج53، باب الرجعه، صص 39- 144.

منبع: شفیعی سروستانی، ابراهیم( 1343 )، پرسش از موعود، تهران: موعود عصر، چاپ اول 1390.


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما

<قبل   بعد>